آزادی
شبی که رفت به تاراج برگ و بار درخت
چه غمگنانه گذشتیم از کنار درخت...
چه سرنوشت غریبی، چه روزگار بدی
که خار هرزه شود صاحب اختیار درخت
درخت نام رهایی، وطن، ترانه و عشق
به خون نشست سرانجام اقتدار درخت
مگر به جرم جوانه همیشه محکوم است
به سرزمین ستم دیدگان بهار درخت!
تنیده ریشه بیریشگان به جان وطن
مباد خدشه بیفتد به اعتبار درخت
درفش تازهای از هندوکش بلند شده
قیام دیگری از تیره و تبار درخت
دوباره چشم ستم دیدگان و قامت سرو
دوباره بلخ و بدخشان و یادگار درخت...
https://telegram.me/ahmadybolandi
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۱ ساعت 4:46 توسط سید حیدر احمدی بلندی
|
شبی که رفت به تاراج برگ ک بار درخت